{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p13

ویو لبنو:
خیلیییی خوشحال بودم که فراموش کرده ولی وایسا یه چیزی درست نیست نکنه... وای بدو بدووووو(اومد تو اتاقت)
لینو:ا.ت نههههههههه نکن ا.تتتتتت نکنننن*گریه
ا.ت:بس کن لینو چرا انقد بهم اهمیت میدی هاااا تو کی هستییییی*گریه
لینو:چون هیونجین یه نامه واسه منم نوشته بودددد*گریه
ا.ت:چی*گریه
لینو:آرهههه هم برای من هم برای فلیکس*گریه
ا.ت:چی گف-
دکتر:آقای هوانگ به هوش اومدننننن
لینو:چییییی مگه نگفتین مر*دهههه؟؟
دکتر:براتون توضیح میدم بدوییننننن
لینو:اومدمممم
ا.ت:منم میامممم
دکتر:باشه باشه بیا اوکیه
...............
ویو هیونجین:
خب من مردم؟؟ عه وایسا چییییی من زنده موندممممم نههههه فلیکسمو میخوامممم باید بمیرمممم*گریه
ا.ت:بابااااا*گریه(دوییدی سمتش)
هیونجین:ا.ت ا.ت تو خ خ خوبی؟*بغض
ا.ت:چرا هق چرا هق داشتی هق منو هق عذاب میدادی هق هااااا هق چراااااا*گریه
هیونجین:منو... ببخش.... ولی .... نمیشه من باید.... بمیرم بدون فرشتم نمیتونم
ا.ت:من... با...شه*دوییدی بیرون*
لینو:ا.تتتت کجا میرییییی چرا اینجوری گفتی هااااا اونم احساس دارههههه اه
هیونجین:ا.ت وایسااااا منظورم این نبودددد *گریه
لینو:ا.ت وایسا وایسا
ا.ت:ولم کن لینو اون منو هق نمیخواد هق*گریه
لینو:پس من چی هاااا من واست وجود ندارمممم*گریه
ا.ت:چی گفتی؟
دکتر:امم خانم لی تبریک میگم آقای لی هم به هوش اومدن(اینجا چخبرههههه)
ا.ت:ودف چرا پس الکی میگین مر*دههههه *دویید پیش فلیکس* بابااااا زنده ایییییی
فلیکس:*لبخند* عزیزممممم
ا.ت:خوبی؟ درد داری؟ چیزی میخوای؟
لینو:انگار نه انگار خودش تا صبح لب پنجره بود عین باباش
فلیکس:چی ینی چی
ا.ت:عام هیچی
فلیکس:جواب بده ا.ت
ا.ت:خب(براش توضیح دادی)
فلیکس:چییییی هیونجین کوششششش هیونجیننننن
..................
ا.ت:*فقط از اونجا رفتی بیرون نشستی رو چمنا و شروع کردی به گریه کردن*
لینو:خوبی*بستنی داد بهت*
ا.ت:ممنونم
لینو:میفهمم چه حسی داری
ا.ت:اوهوم حتی واسشون مهم نبود منم ممکن بود بم*یرم
لینو:خب چون آدما به کسی که واسش اون اتفاق افتاده تو دقیقه اول بیشتر اهمیت میدن ولی بعدش متوجه میشن
ا.ت:چرا خب همه درمورد من اینجورین؟*گریه
لینو:همه؟ من نیستم
ا.ت:تو تنها کسی هستی که به حرفام گوش میدی*لبخند
لینو:*لبخند* بیا بخوریم
ا.ت:مرسیییی
.............
فلیکس:من میخوام برم پیششششش
سونگمین:سر جدت بشین سرجات نازت که نکرده یارو ...
چانگبین:ادامه نده سر جدت
فلیکس:پس اونو بیارین پیشم توروخداااا
هان:باشه باشه
هیونجین:فلیکسسسسس فرشتم*میخواست ل*ب فلیکسو بب*وسه...)
همه:*چشاشونو بستن*
جونگین:وایسا بریم بیرون قحطی جا نیست که عهههه
چان:جونگین چشاتو باز نکنه +18 عه
جونگین:خب من 24 سالمه وااااا
چان:نخیر هنوز کوچولویی
................
هیونجین:دلم واست تنگ شده بود
فلیکس:منم چرا میخواستی خودتو هق بک*شی هق اگه من زنده میشدم هق چی*گریه
هیونجین:الان پیشتم*لبخند
................
چانگبین:لینوووو بیا بریم خرید
لینو:اومدممممم بعدا میبینمت
ا.ت:خدافظ(و شروع کردی به گریه کردن)
................
فلیکس:عزیزم... وایسا ا.ت کوش
هیونجین:حتما بیرونه
فلیکس:اما اون بهم گف میخواسته چند بار خودشو بک*شهههه
هیونجین:وای فلیکسسسس گند زدیمممم وای ا.تتتت(دویید بیرون)
................
هیونجین:ا.تتتتت ا.تتتتت
ادامه داره...
دیدگاه ها (۱۲)

p14

p15

p12

استری کیدز دوم شددددد

سناریو وقتی موهات فره میخوای ساف کنی

p5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط